هر روز بايد استفراغ كرد،
با طعم هاي مختلف؛
بدهكاري،
عشق،
نمره،
آبجو
و تنباكو
اما بعضي وقت ها، بعضي چيزها، هر چند لذيذ،
با استفراغي بزرگ هم بالاآوردني نيستند

راحت تر بگويم، بعضي ناگفتني ها.
نوشيدن آبجو، عرياني يك فاحشه و فيلم هاي آبدوغ خياري، همه و همه دلايلي براي بودن دارند.

كلا" گفتم،
همينجوري...

برام ديگه مهم نيست!
به هر حال جادويين!
نمي شه هم كاري كرد!
كاش دست ِ من بود...
داشتم با بچه ها فيلم مي ديدم،
يه آقايي رو مي خواستن اعدام كنن! بهش گفتن آخرين خواسته‌ات چيه؟!

من داشتم به خواسته‌ي خودم فكر مي كردم...
آدم بعضي وقت‌ها بدجوري به غلط كردن مي افته!
آخرش هم نميفهمه اين "غلط" زنه يا مرده!؟
1. حوصله هيچ كس رو ندارم.
2. بقيه هم حوصله منو ندارن.

نتيجه: معادله جواب ندارد!
همين چند لحظه پيش فهميدم يه "راسل" * تو زندگيم كم دارم! :(


* يكي از شخصيت‌هاي انيميشن "UP"

طبق آخرين كشفيات بنده؛
گره زدن كروات، بوسيدن (همون لب گرفتن) و حامله شدن بزرگترين "چگونه" هاي بشر امروزي هستن!*



هميشه به همين شكل بوده،
اول گره كروات، بعد خــ... كردن و بقيه ماجرا!
بوي تكامل رو به شدت احساس مي كنم! :)


* منبع: گوگل دات كام
گرسنگي و "گرسنگي" *،
تقابل دستگاه هاضمه و انديشه!




* كتاب گرسنگي، اثر "كنوت هامسون"

ناشناس:
خدا جزاتو میده
حرومزاده بیشرف بیدین

يه نفري:
"وا
خوب اگه خدا حقشو می ده
تو چرا اینقده حرص می خوری!"*


* برگرفته از بخش نظرات يك وبلاگ :)

تاريكي رو دوست دارم،
چرا تو تاريكي نمي‌شه كتاب خوند؟!

قانون مسخره و مضحكيه!!!