با پُك‌هاي پرغرور ِ تو پخش ِ آسمان مي‌شوم،
بالا مي‌روم، بالاي بالا،
دور از تو جايي كه خدا مرغابي‌هاي وحشي را رنگ آميزي مي‌كند،
تو پاييني و غمگين، گريه مي‌كني،
من با مرغابي‌ها آغاز كرده‌ام،
تو همچنان گريه مي‌كني،
و من  پرواز مي‌كنم،
اما روزي خواهم نشست
و بر پهنه‌ي اشك‌هايت در چشمان‌ات شنا خواهم كرد...

هیچ نظری موجود نیست: