داشتم كنار پل با مرغهاي دريايي سيگار ميكشيدم، تو حال و هواي خودم بودم و آهنگ گوش ميكردم، خيلي خلوت بود، يه دفه ديدم يكي داره ميزنه پشتم، جا خوردم، برگشتم ديدم يه خانوم داره ميگه "ميشه يه عكس ازمون بگيري"؟
خوشحال بودن، چند تا عكس ازشون گرفتم و دوربين رو دادم بهش! رفتم تو حال خودم! يه ذره گذشت دوباره ديدم يكي زد پشتم! دوباره خانومه بود!
" اومدم بگم عكسها عالين! عالي!"
يه لبخند زدم گفتم" ممنون"!
(تو دلم گفتم امكان نداره، من كه عكاسي نميكنم، تازه مگه عكس هر كسي به اين راحتي خوب مي شه؟)
پل خلوتتر شد...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر