براي علي و حرف‌هاي باقي‌مانده

خورشيد را دونيم كن، از وسط،
جايي كه آفتاب تابيدنش مي‌آيد،
سياه چاله‌ها حماقت ِ مارا به سخره گرفته اند،
گچ را دونيم كن، از وسط،
محور ِ ايكس‌ها را روي چشمانش بكش،
لبخندش نمودار ِ خيانت‌ است،

حق دارد،
آفتاب نديده است...

۱ نظر:

ناشناس گفت...

hey man
thkx a million
I have nothing to say