skip to main
|
skip to sidebar
براي علي و حرفهاي باقيمانده
خورشيد را دونيم كن، از وسط،
جايي كه آفتاب تابيدنش ميآيد،
سياه چالهها حماقت ِ مارا به سخره گرفته اند،
گچ را دونيم كن، از وسط،
محور ِ ايكسها را روي چشمانش بكش،
لبخندش نمودار ِ خيانت است،
حق دارد،
آفتاب نديده است...
۱ نظر:
ناشناس گفت...
hey man
thkx a million
I have nothing to say
۱۴ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۱۶:۲۵
ارسال یک نظر
پیام جدیدتر
پیام قدیمی تر
صفحهٔ اصلی
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
نوستالوژی نوستالخیا
◄
2009
(18)
نوامبر
(11)
دسامبر
(7)
▼
2010
(211)
ژانویه
(43)
فوریه
(23)
مارس
(28)
آوریل
(26)
مه
(19)
ژوئن
(12)
ژوئیه
(9)
اوت
(14)
سپتامبر
(15)
اکتبر
(10)
نوامبر
(6)
دسامبر
(6)
◄
2011
(16)
ژانویه
(4)
فوریه
(3)
مارس
(3)
آوریل
(1)
مه
(1)
ژوئن
(2)
نوامبر
(2)
◄
2012
(3)
ژانویه
(1)
فوریه
(1)
مه
(1)
◄
2013
(1)
ژوئیه
(1)
◄
2014
(3)
اکتبر
(2)
نوامبر
(1)
◄
2018
(2)
مارس
(2)
۱ نظر:
hey man
thkx a million
I have nothing to say
ارسال یک نظر