اتاقم زير شيرواني است،
پنجره‌اي روي سقف دارم،
تو روي شيرواني نشسته اي و اشك مي‌ريزي،
شب‌ها دانه‌هاي اشك‌ را روي پنجره مي‌شمارم تا به خواب روم،
ديگر حتي باران هم نمي‌خواهم،
گريه كن عزيزم...

هیچ نظری موجود نیست: