اين سرنوشت‌هاي لعنتي! از همان سرنوشت‌هايي كه با آهنگ‌ها و آدم‌هاي جديد گره خورده‌اند. از آن كورگره‌ها كه وقتي بچه بوديم به مامان مي‌داديم تا باز كند. خيلي احمقيم، اين كورگره‌ها باز شدني نيستند، بيخود با دندان به جانش نيفتيد، گره خورده، بد هم خورده. از همه ناجور تر هم اين گره‌هايي است كه يك سرش آدم هست. از آن آدم‌هاي دوست‌داشتني كه وقتي مي‌خواهي بازشان كني نمي‌شود. اين كورگره‌ها را به كسي نشان ندهيد، با قيچي و دندان و تيغ به جانش نيفتيد! گفته باشم، تف مالي مي‌شود، خيس مي‌شود! طرف بدش مي‌آيد، آخرسر نه‌تنها گره را باز نمي‌كنيد بلكه طرف را هم زخمي مي‌كنيد.


هیچ نظری موجود نیست: