زیر ِجداره ی  آب چکان ِ کاسه توالت
سوسکی آرام خوابیده،
شاخک هایش از بالا پیداست،
مرد، شیر ِ قرمزرنگ را تا آخر باز می کند،
آب جوش،
قتل،
بخار ِ آب،
جسد سوخته میان فاضلاب!
ما؟؟؟
ما هم شاخک داریم،
از آن بالا پیداست،
در هم می لولیم،
مشکل آنجاست که خداوندمان از دستمال کاغذی استفاده می کند...

۲ نظر:

اميد گفت...

هر چند که گاهی انگار این دستماله از اون آب جوشه بیشتر درد داره و جاش میسوزه

صبا گفت...

من اگر فکر می کردم خدا داره ازون بالا منو سوسک می بینه،خودم شخصا می رفتم تو چاه توالت. عمیقا هم میرفتم...قسم می خورم.