آروغ طویلی زد،
دیگر حتی سوم شخص هم برایش زیاد است،
بطری آبجو را روی کابینت گذاشت،
مسواک نزده،
لوسیون نمالیده،
ظرف نشسته،
و تکلیف ننوشته،
به رختخواب رفت،
به تخمش نبود،
چون هیچ کس را دوست نداشت!

۱ نظر:

ناشناس گفت...

انگار درباره من نوشتیش
هیچکس رو دوس نداشن
عالی بود مرسی