skip to main
|
skip to sidebar
+ يه چيزي راحت بهت بگم؟
- آره، راحت باش.
+ تو احمقي، اگه چشما گشادتو باز كني هيچ چيز ِ خاصي نميبيني، هيچي!
- مشكل همينجاست، چشامو كه باز مي كنم من احمقتر ميشم اون خوشگلتر...
از سري اسكريپتهاي ساختهنشدني
گير ِعشق ِيهطرفه نيفت،
لعنتي مثل ِكرم ميمونه،
رحم نمي كنه،
از درون مي خورتت،
بوي ِگند ميگيري،
پوك ميشي،
آخرش يه روز صبح بلند ميشي، مي بيني هيچي نداري،
صورتت خشكيده،
شدي مثل ِ"درختبخشنده"، هيشكي هم رو كندهات ننشسته،
نذار اين كرم بزرگ بشه
نذار...
دوسِت دارم،
به اندازهي حد ِ چشمات
وقتي مژههات به بينهايت ميل ميكنه...
به آرامی دوستت خواهم داشت،
انگار که در رویاهات به یک پیک نیک رفته باشی
درحالیکه مورچه ای در کار نخواهد بود
و بارانی نخواهد بارید.
ريچارد براتيگان
هيچ دستمال ِ مرطوبي نمي تونه عطر ِ با تو بودن رو از دستام پاك كنه...
چشماتو در اووردم،
جاشون تيله گذاشتم
فاجعه اينجا بود؛
چشمات تو مسابقهي زيباترين تيلهي دنيا اول شدن...
كاش اون چشمها ديدن هم بلد بودن...
ساعت سه و پانزده دقيقه صبح،
و من هنوز تورو دوست دارم...
حرف زدن با تو صداي ِ راه رفتن رو برفهاي پانخورده ميده...
تمام ِآتشفشانهاي دنيا بدهكار ِ گرمي ِ دستان ِ تو اند...
پستهای جدیدتر
پستهای قدیمیتر
صفحهٔ اصلی
اشتراک در:
پستها (Atom)
نوستالوژی نوستالخیا
◄
2009
(18)
نوامبر
(11)
دسامبر
(7)
◄
2010
(211)
ژانویه
(43)
فوریه
(23)
مارس
(28)
آوریل
(26)
مه
(19)
ژوئن
(12)
ژوئیه
(9)
اوت
(14)
سپتامبر
(15)
اکتبر
(10)
نوامبر
(6)
دسامبر
(6)
◄
2011
(16)
ژانویه
(4)
فوریه
(3)
مارس
(3)
آوریل
(1)
مه
(1)
ژوئن
(2)
نوامبر
(2)
◄
2012
(3)
ژانویه
(1)
فوریه
(1)
مه
(1)
◄
2013
(1)
ژوئیه
(1)
◄
2014
(3)
اکتبر
(2)
نوامبر
(1)
▼
2018
(2)
مارس
(2)