براي من از دوست...
لکـّـهی سرخ آسمان
کنارهی سفید این زمین را مات کرده است
لغزان لغزان پیش می کشد این
دست های «ها» کرده را.
خندان خندان لیز میخورد
تا کنارهی این حوض یخین،
از کدامین سوی
این قراضهی سپید را نگریستیم
که رویایش پنداشتیم؟
کنارهی سفید این زمین را مات کرده است
لغزان لغزان پیش می کشد این
دست های «ها» کرده را.
خندان خندان لیز میخورد
تا کنارهی این حوض یخین،
از کدامین سوی
این قراضهی سپید را نگریستیم
که رویایش پنداشتیم؟