براي روزي سياه
***
ديشب شب بود
مي دانم
رسواي ِ روزي تاريك
ديگر كرشمه هاي ِ مرگ اندوه نيست
عادت است
مثل خوابيدن
بوييدن
شنيدن
كشتن
شاشيدن!
درد ديگر درد نيست
ترس ديگر ترس نيست
تنها عادت است
نبودن ات
براي بودن ات
نديدن ات
براي ديدن ات
نبوسيدن ات
سان ِ بوسيدن ات
اين "نون" ها هيچ اند
عادت اند
عادت ِ شاعران
حرامزادگان
سياستبارگان
خدايگان
ما
ما براي دروغ هايمان
[]
خون هيچ گاه سرخ نبود
خون تنها عادتي است
براي فتح باكره گان ِ آزادي
و سرزمين هاي از سرخ خالي.
مرگ هرگز سياه نبود
مرگ عادتي است
براي پر كردن ِ گورستان ها
مرگ ديگر درد نيست
تنها سه گانه اي است خوف انگيز
از
ماندن ها
رفتن ها
و گريستن ها.
خون عادت نيست
مرگ عادت نيست
اين "ما" عادت است
اين "ما".
عاشوراي 88
***
ديشب شب بود
مي دانم
رسواي ِ روزي تاريك
ديگر كرشمه هاي ِ مرگ اندوه نيست
عادت است
مثل خوابيدن
بوييدن
شنيدن
كشتن
شاشيدن!
درد ديگر درد نيست
ترس ديگر ترس نيست
تنها عادت است
نبودن ات
براي بودن ات
نديدن ات
براي ديدن ات
نبوسيدن ات
سان ِ بوسيدن ات
اين "نون" ها هيچ اند
عادت اند
عادت ِ شاعران
حرامزادگان
سياستبارگان
خدايگان
ما
ما براي دروغ هايمان
[]
خون هيچ گاه سرخ نبود
خون تنها عادتي است
براي فتح باكره گان ِ آزادي
و سرزمين هاي از سرخ خالي.
مرگ هرگز سياه نبود
مرگ عادتي است
براي پر كردن ِ گورستان ها
مرگ ديگر درد نيست
تنها سه گانه اي است خوف انگيز
از
ماندن ها
رفتن ها
و گريستن ها.
خون عادت نيست
مرگ عادت نيست
اين "ما" عادت است
اين "ما".
عاشوراي 88
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر