داستان  ِآن پلاستیک فریزری که به بوته ی خار گیر کرد
و شاهد اتفاقات بی نظیری شد،
جفت گیری دو سوسمار بیابانی،
شاشیدن زنی که به پیک نیک آمده بود،
توفان شن،
خودکشی چوپان با گوسفندانش،
احداث دوربرگردان برای جاده،

خلاصه از یک پلاستیک فریزر  ِمعمولی بیشتر می دانست،
هنوز هم قهرمانِ پلاستیک فریزرهای آن منطقه است...

۳ نظر:

ناشناس گفت...

شاید باورتون نشه اما من دیشب وبلاگتون رو دیدم و تا صبح نمامشو خوندم .و تقریبا همه اش رو توی ورد کپی کردم تا دقیق تر بخونم.واقعن از اینکه کاملن اتفاقی با وبلاگ شنا اشنا شدم از خدا ممنونم.بی تعارف می گم شما نابغه این.یه خواهش از شما دارم و او ن اینه که فقط بنویسین و نذارین هیچ چیزی شما او از نوشتن یاز بداره.
بازم ممنون .
مجتبی از ایران

خازن های موازی گفت...

مرسی، به خدا سلام برسون...

صبا گفت...

نه اونقدام نابغه نیست..
اما بی هیچ هم نیست.